سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
انتخابات مجلس نهم ساوجبلاغ ،نظرآباد وطالقان

گالری عکس

اخلاص، رازی از رازهای من است که آن را به قلب هریک ازبندگانم که دوستش داشته باشم، می سپارم . [رسول خدا صلی الله علیه و آله ـ به نقل از جبرئیل از خداوند نقل می کند ـ]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
135 شعبه اخذ رای انتخابات مجلس نهم در ساوجبلاغ برپا می شود ، صلاحیت ساوجبلاغ ، هزینه‌های انتخاباتی برخی از نمایندگان؛ لباس‌های خدمت چند صد میلی ، ساوجبلاغ نظرآباد طالقان مجلس نهم نماینده مجلس نژادفلاح چگینی ایر ، حمایت دکتر چگینی از نژاد فلاح ، اسامی قطعی تایید شدگان ، آمار تایید صلاحیت ها ، رسانه ها در انتخابات مجلس نهم ، ساوجبلاغ مبعث 90 انتخابات سنط ، کاندیدای و نامزد احتمالی انتخابات استان البرز شهر کرج در انتخابا ، در حاشیه تودیع و معارفه مدیر کل ورزش و امور جوانان استان البرز؛ ، میربزرگی کاندیدای ساوجبلاغ مجلس نهم ، استان البرز کاندایا های مجلس نهم جریان انحرافی نظرآباد ساوجبلاغ ، علی ساسان نژاد کاندیدای مجلس نهم ساوجبلاغ ، ا هرگونه تخلف در انتخابات مجلس نهم در این استان برخورد می شود. ، نظر گرو‌ه‌ها در صلاحیت داوطلبان بی‌تاثیر است ، روز انتخاب ، مقدم کاندیداهامحترم را گرامی میداریم ، لاریجانی در ساوجبلاغ اخبار مهم ساوجبلاغ ، نژاد فلاح وچگینی تایید شدند ، متن اطلاعیه شمار2 ستاد انتخابات کشور ، صلاحیت چگینی نژادفلاح ، لیست قالیباف شهردار تهران ، تایید صلاجیت ، رهبر در مورد صلاحیت انتخابات ،مکلس نهم ، دلایل رد صلاحیت دکتر چگینی ، نتیجه انتخابات ساوجبلاغ طالقان نظرآباد ، آمار دقیق انتخابات ، نتیجه قطعی انتخابات ، ابلاغیه وزارت کشور به استانداران برای محدود کردن عزل و نصب‌ها در ، استعفا برای کاندیداتوری مجلس نهم ، مدرک نماینده مجلس نهم انتخابات ، صلاحیت دکتر چگینی ، استفا میربزرگی فرماندار سابق ساوجبلاغ وفرماندار گرمسار جهت انتخا ، رستمی مدیر سایت عماریون ، تایید صلاحیت چگینی ،تایید صلاحیت میر بزرگی ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :99
بازدید دیروز :105
کل بازدید :41552
تعداد کل یاداشته ها : 122
موسیقی
مشخصات مدیروبلاگ
 
گروه جوانان سیاسی[-2]
با توجه به ضرورت اطلاع رسانی در مورد مسایل روز برآن شدیم تا با تعدادی از دانشچویان ساوجبلاغ ونظرآباد وطالفان اقدام کنیم

خبر مایه
1 2 >

سالهاست که یک موضوع انشاء نقل محافل آموزشی ماست و بیشتر ما دست کم یک بار درباره این موضوع انشاء نوشته ایم. بعضی ها علم رو بهتر دونستیم و بعضی ها ثروت رو و بعضی ها هم هر دو را در کنار هم پسندیدیم.. سالها پیش علی (ع) دروازه شهر علم یعنی پیامبر (ص) به این سوال پاسخ مبسوطی داده که توجه شما رو به اون جلب می کنم:


جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و درفرصتی مناسب پرسید:


ـ یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟


علی در پاسخ گفت:


علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال وثروت میراث قارون و فرعون و هامان وشداد.


مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. 


در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:


ـ اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت:بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید:-علم بهتر است یا ثروت؟


علی فرمود:


علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.


نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.


در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،و امام در پاسخش فرمود:


علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است،ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!


هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:


ـ یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟


 حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند:


علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی برآن افزوده می‌شود.


نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.


حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند


علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.


با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:


ـ یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟


امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت:


علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.


مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.


در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:


ـ یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟


امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند


علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.


مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آنگاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکه مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم، نیایند! مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.


در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید،


که امام در پاسخش فرمود


علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.


سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که…


نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: 


ـ یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟ 


امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود:


علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.


نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد.


او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:


ـ یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟ 


نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:


علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضعند


فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت:


اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.


منبع: کشکول بحرانی، ج1، ص27? به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص142


31/2/91::: 8:19 ع
نظر()
  
  




سخنرانی ونه گات در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT :لطفا کرم ضد آفتاب بمالید!  






اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یک نصیحت بکنم، مالیدن کرم ضد آفتاب را توصیه میکردم. آثار مفید و دراز مدت کرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالی که سایر نصایح من هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز تجربه های پر پیچ و خم شخص بنده ندارند. ... اینک این نصایح را خدمتتان عرض میکنم:

 

قدر نیرو و زیبایی جوانیتان را بدانید، ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست! روزی قدر نیرو و زیبایی جوانی تان را خواهید دانست که طراوت آن رو به افول گذارد. اما باور کنید تا بیست سال دیگر، به عکسهای جوانی خودتان نگاه خواهید کرد و به یاد می آورید چه امکاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید. آن طور که تصور می کردید چاق نبودید. همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما احساس خوب داشته باشید. نگران آینده نباشید. اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط این را بدانید که نگرانی همان اندازه مؤثر است که جویدن آدامس بادکنکی در حل یک مساله ی جبر. مشکلات اساسی زندگی شما بی تردید چیزهایی خواهند بود که هرگز به مخیله ی نگرانتان هم خطور نکرده اند، از همان نوعی که یک روز سه شنبه ی عاطل و باطل ناگهان احساس بد پیدا می کنید و نسبت به همه چیز بدبین میشوید!با دل دیگران بی رحم نباشید .

 

 

عمرتان را با حسادت تلف نکنید.


گاهی شما جلو هستید و گاهی عقب.
مسابقه طولانی است و سر انجام، خودتان هستید که با خودتان مسابقه میدهید.


ناسزا ها را فراموش کنید.
اگر موفق به انجام این کار شدید راهش را به من هم نشان بدهید.


نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ کنید.


صورت حسابهای بانکی و قبضها و ... را دور بیاندازید.


اگر نمی دانید می خواهید با زندگیتان چه بکنید، احساس گناه نکنید.
جالبترین افرادی را که در زندگی ام شناخته ام در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگیشان چه کنند.
برخی از جالبترین چهل ساله هایی هم که می شناسم هنوز نمیدانند.


تا میتوانید کلسیم بخورید.
با زانوهایتان مهربان باشید.
وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید کمبودشان را به شدت حس خواهید کرد.



ممکن است ازدواج کنید، ممکن است نکنید.
ممکن است صاحب فرزند شوید، ممکن است نشوید.
ممکن است در چهل سالگی طلاق بگیرید، احتمال هم دارد که در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان رقصکی هم بکنید.
هرچه می کنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید.
انتخابهای شما بر پایه ی 50 درصد بوده، همانطور که مال همه بوده.



دستورالعملهایی که به دستتان میرسد را تا ته بخوانید، حتی اگر از آنها پیروی نمی کنید.


از خواندن مجلات زیبایی پرهیز کنید.
تنها خاصیت آنها این است که بشما بقبولانند که زشتید.



با خواهران و برادران خود مهربان باشید.
آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند و به گمان قوی تنها کسانی هستند که بیش از هر کس دیگر در آینده به شما خواهند رسید.



به یاد داشته باشید که دوستان می آیند و می روند، ولی آن تک و توک دوستان جان جانی که با شما می مانند را حفظ کنید.


برای پل زدن میان اختلافهای جغرافیایی و روشهای زندگی سخت بکوشید، زیرا هرچه بیشتر از عمر شما بگذرد، بیشتر پی می برید که به افرادی که در جوانی می شناختید محتاجید.


سفر کنید

برخی حقایق لاینفک را بپذیرید:
قیمتها صعود می کنند، سیاستمداران کلک میزنند، شما هم پیر میشوید.
و آنگاه که شدید، در تخیلتان به یاد می آورید که وقتی جوان بودید قیمتها مناسب بودند، سیاستمداران شریف بودند، و بچه ها به بزرگترهایشان احترام میگذاشتند.


به بزرگترها احترام بگذارید.


توقع نداشته باشید که کس دیگری نان آور شما باشد.

ممکن است حساب پس اندازی داشته باشید.
شاید هم همسر متمولی نصیبتان شده باشد.
ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی کنید که کدام خالی میشود یا بشما جاخالی می دهد.


خیلی با موهایتان ور نروید وگرنه وقتی چهل سالتان بشود، شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود.


نخ دندان به کار ببرید .


در شناخت پدر و مادرتان بکوشید ،هیچ کس نمی داند که آنان را کی برای همیشه از دست خواهید داد.

دقت کنید که نصایح چه کسی را می پذیرید، اما با کسانی که آنها را صادر می کنند بردبار و صبور باشید.


نصیحت ، گونه ی دیگر غم غربت است.
ارائه ی آن روشی برای بازیافت گذشته از میان تل زباله ها، گردگیری آن و ماله کشیدن بر روی زشتی ها و کاستی هایشان و مصرف دوباره ی آن به قیمتی بالاتر از آنچه ارزش دارد، است.

اما اگر به این مسایل بی توجه هستید لااقل حرفم درمورد کرم ضد آفتاب بپذیرید.


30/2/91::: 12:10 ع
نظر()
  
  

چندی پیش دوستی در قسمت نظرات آدرس وبلاگی با عنوان منتقد ساوجبلاغی را ددرج کرده بود و با درج 2 ویا 3 مطلب آبکی با فرضیات سر تا پا دروغ سعی در تشویش اذهان عمومی داشت که البته کاملا واهی وبی اساس بود مطلب ذیل تحلیلی بر روند انتخابات نهم در منطقه است


 


  12 اسفند روز موعودی بود مثل سی وچند روز انتخابی که در تاریخ نظام رقم خورده بود روزی که عده ای که احساس تکلیف کرده بودند آمدند ثبت نام کردند ، وگروهی که بر ایشان تکلیف شده بود انتخابات برگزار کردند ومردمی که بر حسب وظیفه رای دادند .درست مثل همیشه سرفرازانه وبا شکوه عده ای تکلیف ادا کردند تا به عده ای تکلیف محول کنند.


نظام مقدس جمهوری اسلامی مبتنی بر ارزشهای اسلامی وآرمانهای معمار کبیر انقلاب پایه گذاری گردیده وبر اساس رهنمون های بنیانگدار ومنیات مقام معظم رهبری در ظل توجهات حضرت بقیه الله العظم اداره می شود .در این نظام برحق که براساس احقاق حق برانگیخته شده ،تضیع حق و بی عدالتی تنها اتهام بزرگی است که از سوی دشمنان این نظام و اسلام برای تفرقه و دلسردی مردم سرداده می شود .همان عده ای که در حوادث سال 88 به دست ساده لوحانی می خواستند انقلاب مخملی راه بیندازند وخدا می داند که چه ها نکردند ......هنوز ناامید نشده بودند ومنتظر 12 اسفند بودند ،انتخابی دیگر از جنس مردم ،برای خدمت به مردم .


سناریوهایی نوشته شده بود ،وبرنامه هایی پیش بینی شده بود...


 - سعی گردید مردم را از حضور در پای صندوق ها منصرف کنند


عده ای معلوم الحال را تشویق به کاندیداتوری کرده بودند تا آمار رد صلاحیت شده گان را بالا برود دآنگاه شروع به سیاه نمایی کنند.


ویا عده ای را اجیر نمایند تا بر علیه کاندیداها یی جو سازی کنند ، طومار جمع کنند ،شب نامه پخش کنند ،با گزارشات کذب ودروغ مقدمات رد صلاحیت کاندیداهایی را فراهم آورند.


وبعد انتخابات شایعه تقلب در انتخابات .....


این ها همه دستاویزها وبرنامه های مدون دشمنان نظام برای اهداف از پیش تعیین شده در راستای انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی بود که وزیر محترم اطلاعات ریز جزییات آن ونحوه عملکرد دشمن را پس از دستگیری گروهک های اجیر شده به طور کامل گزارش نمودند .


واما فرضیه تقلب در انتخابات در انتخاباتاتی که ارکان آن ریشه در نظام مقدس الهی ولایی دارد دروغی سخیف بیش نیست هر چند نمی توان شیطنت های عده ای که بدنبال مطامع شخصی خود بودند نادیده گرفت.


عده ای سالوس وفریبکار که قبل از انتخابات با شامه شان تشخیص داده بودند که این دوره به کدام سوی باید بروند آمار کسانیکه باید رد می شدند وبرنامه ریزی توطئه برای اجرای این طرح را پیش بینی کردند وبا چراغ خاموش حرکت خود را آعاز کردند شیخ مفید کیائی نژاد منتخب مردم است شاید با مردم نباشد ولی از مردم است حق حق است حتی اگر همه علیه آن باشند واشتباه ، اشتباه است حتی اگر همه موافق آن باشند مردم حق انتخاب داشتند وانتخاب کردند وانتخاب شد ولی اشتباه چرا که اعتقاد راسخ داریم آزموده را آزمودن خطاست .....اما چاره ای نیست باید به نظر اکثریت احترام گذاشت چه بخواهیم .چه نخواهیم ایشان وکیل ماست و در برابر یکایک ما مسئولیت وظیفه دارد بنابراین نباید ما را مقابل خود ببیند بلکه باید در راستای تعهداتش وقسمی که خواهد خورد باید به ادای تکلیف بپردازد و ما نیز بر خود وظیفه می دانیم اوضاع را رصد وبرای آن حضرت ومردم شریف بنا بر رسالتی که بر دوش داریم اظلاع دسانی نماییم




26/2/91::: 11:11 ع
نظر()
  
  

حجت الاسلام مفید کیائی‌نژاد منتخب مردم ساوجبلاغ، نظر آباد و طالقان در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، با اشاره به مهمترین اولویت‌های مجلس نهم اظهار داشت: با توجه به اینکه مقام معظم رهبری عنوان امسال را “تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی” نامیده‌اند اولویت اصلی مجلس باید رسیدگی به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم باشد.


 


کیائی نژاد افزود: در سطح بین الملل نیز مجلس باید با توجه به بیداری اسلامی به وظایف خود عمل کند.


 


نماینده منتخب مردم ساوجبلاغ درباره عملکرد مجلس هشتم اظهار داشت: مجالس در ادوار مختلف نقاط مثبت و منفی‌ای  دارند که مجلس هشتم نیز از این روند جدا نیست.


 


وی وقف اموال دانشگاه آزاد و حقوق مادام العمر را یکی از نقاط ضعف مجلس هشتم برشمرد و درباره تعامل مجلس هشتم با دولت ادامه داد: مجلس وکیل‌المله است نه وکیل‌الدوله؛ هر چند مجلس هشتم از نظر تعامل با دولت می‌توانست عملکرد بهتری داشته باشد.


 


کیائی‌نژاد در خصوص ریاست مجلس نهم تصریح کرد: باید از نمایندگان مجلس هفتم و هشتم درباره ریاست حداد عادل و لاریجانی سؤال شود.


 


نماینده منتخب مردم ساوجبلاغ در مجلس نهم یادآور شد: فراکسیون رهروان ولایت (حامیان لاریجانی) از بنده نیز برای شرکت در جلسه خود دعوت به عمل آورده هر چند فعلا فقط شنونده نظرات هستم تا انتخاب احسن را انجام دهم از این رو حضورم در جلسات آنها لزوماً به معنای تایید ریاست آقای لاریجانی نیست.


  
  

 





پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»

کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.»

 

 

گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان نه زیر پای دیگران!)




  
  

 
می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟
.

.
.
.
بابا آب داد بابا نان داد

می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
.
.
.
من می توانم بخوانم و بنویسم

می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
.
.
.
من می توانم بدوم

و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است کار از ریشه خراب است


  
  
نکته جالب اینجاست که بدانید در فرهنگ ژاپنی مفهمومی بنام "گناه" وجود ندارد... و اصلا" مردم با این مفهموم هیچ آشنایی ندارند... تنها مفهوم بازدارنده در آنجا، "شرمندگی" است. به همین دلیل است که کسی که درست کارش را انجام نمیدهد در مقابل مردم دچار احساس شرمندگی میشود وحتی ممکن است که دست به خودکشی بزند، چون دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد... "شرمندگی" مفهوم زمینی و "گناه" مفهوم آسمانی است. "شرمندگی" بین شخص و اطرافیانش اتفاق می افتد، اطرافیانی که شخص همیشه آنها را میبیند، ولی "گناه" بین شخص و خدا است .... و نتیجه تفاوت این دو باور را ببینید! جالا تفکر بدون تعصب دینی و قضاوت با خود شما

 زلزله و سونامی در ژاپن که در ماه مارس رخ داد، دستکم 20 هزار کشته و هزاران نفر بیخانمان برجا گذاشت

سخنگوی پلیس ژاپن اعلام کرد مردم و داوطلبان همچنان کیف پولهای پیدا شده را تحویل میدهند و تا کنون 96 درصد مبالغ پیدا شده، به صاحبانشان بازگردانده شده است

همچنین 5700 گاوصندوق پیدا شده پس از سیل که حاوی بیش از دو میلیارد ین بوده، به دولت داده شده است

بگزارش خبرگزاری آلمان، مردم ژاپن، که در ماههای گذشته، بحران سیل ، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو را پشت سر گذاشته‌اند، بیش از سه و نیم میلیارد ین ( بیش از 45 میلیون دلار) پول را که در مناطق سیل زده یافته اند به دولت بازگردانده اند

2/2/91::: 10:9 ع
نظر()
  
  

یک پیرزن دوکوز? آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش
می گذاشت، آویخته بود و ازاین کوزه ها برای آوردن آب از جویباراستفاده می کرد.
 

یکی ازاین کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و
هم? آب را در خود نگه می داشت .
 

هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ،
آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ،
کوزه نیمه پر بود.
 

دو سال تمام، هرروز زن این کار را انجام می داد وهمیشه کوزه ای که ترک داشت، نیمی از آبش را در راه از دست می داد .  

البته کوز? سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید.

ولی بیچاره کوز? ترک دار از خودش خجالت می کشید .ازعیبی که داشت واز این که تنها نیمی ازوظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند ، می توانست انجام دهد ..

پس از دوسال سرانجام روزی کوز? ترک دار در کنار جویبار به زن گفت :من از خویشتن شرمسارم. زیرا این شکافی که در پهلوی من است ، سبب نشت آب می شود
و زمانی که تو به خانه می رسی ، من نیمه پر هستم .

پیرزن لبخندی زد وبه کوز? ترک دار گفت: آیا تو به گل هائی که دراین سوی راه ،

یعنی سوئی که تو هستی، توجه کرده ای ؟ می بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است.

من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم، و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم
تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آنها را آب بدهی.

دو سال تمام، من ازگل هائی که اینجا روئیده اند چیده ام وخانه ام را با آنها آراسته ام.

اگرتو این ترک را نداشتی، هرگزاین گل ها وزیبائی آنها به خان? من راه نمی یافت.

 


 

 

هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم .

ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی ما را دلپذیر و
شیرین می سازد .

باید انسان ها را همان جورکه هستند بپذیریم و خوبی را که در آنهاست ببینیم .

برای هم? شما کوزه های ترک برداشته آرزوی خوشی می کنم و
یادتان باشد که گل هائی را که در سمت شما روئیده اند ببوئید.

از کاستی های خود نهراسیم زیرا خداوند در راه زندگی ما گل هائی کاشته است ، که کاستی های ما آنها را می رویاند

  
  

 


منم زیبا


که زیبا بنده ام را دوست میدارم


تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید


ترا در بیکران دنیای تنهایان


رهایت من نخواهم کرد


رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود


تو غیر از من چه میجویی؟


تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟


تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم


تو دعوت کن مرا با خود به اشکی .یا خدایی میهمانم کن


که من چشمان اشک الوده ات را دوست میدارم


طلب کن خالق خود را.بجو مارا تو خواهی یافت


که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که


وصل عاشق و معشوق هم،اهسته میگویم، خدایی عالمی دارد


تویی زیباتر از خورشید زیبایم.تویی والاترین مهمان دنیایم.


که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت


وقتی تو را من افریدم بر خودم احسنت میگفتم


مگر ایا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟


هزاران توبه ات را گرچه بشکستی.ببینم من تورا از درگهم راندم؟


که میترساندت از من؟رها کن ان خدای دور


آن نامهربان معبود.آن مخلوق خود را


این منم پروردگار مهربانت.خالقت.اینک صدایم کن مرا.با قطره اشکی


به پیش اور دو دست خالی خودرا. با زبان بسته ات کاری ندارم


لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم


غریب این زمین خاکی ام.آیا عزیزم حاجتی داری؟


بگو جز من کس دیگر نمیفهمد.به نجوایی صدایم کن.بدان اغوش من باز است


قسم بر عاشقان پاک با ایمان


قسم بر اسبهای خسته در میدان


تو را در بهترین اوقات اوردم


قسم بر عصر روشن ، تکیه کن بر من


قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور


قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد


برای درک اغوشم,شروع کن,یک قدم با تو


تمام گامهای مانده اش با من


تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید







ترا در بیکران دنیای تنهایان.رهایت من نخواهم کرد

سهراب سپهری





  
  
mouse code

کد ماوس